Archive for آوریل, 2010


باز هم آزمون دستیاری و باز هم همون حرف و حدیث های همیشگی. بعد از اینکه آزمون اول سال گذشته به خاطر تقلب گذشته ابطال شد، این امید تو همه به وجود اومد که احتمالاً زنجیره تقلب ها و فروش گسترده سؤالات تو این چندسال اخیر بالاخره پاره شده و اکثر افراد این اقدام وزیر بهداشت رو شجاعانه توصیف کردند، اما مدت کوتاهی نگذشته بود که با تغییر سریع زمان آزمون مجدد این طور به نظر رسید که وزارت بهداشت اصلا برنامه مدونی برای برخورد با این مشکل نداره و بارزترین وجه اون تعویض کل کادر اساتید طراحی سوال بود. تقریباً مشخصه که لو رفتن سوالات از طرف اساتید طراح سوال نیست و مشخص نیست که برنکناری این افراد که تجربه زیادی هم در طراحی سوالات داشتند با چه هدفی بوده و گذشته از اون انتخاب کادر مجدد طراحی سوال تو اون مدت کوتاه چه طور وبا چه معیاری انجام شده؟ شاید هم اونطور که بعضی ها می گن از سوالات آزمون‌های سال‌های قبل مجدداً استفاده شده. به هر حال هر کاری که انجام شده نتیجه اون فقط متضرر شدن تعداد زیادی از پزشکای جوان و پراستعداد هست که امسال هم با اعلام رتبه‌ها و نمره‌های آزمون مشخص شد، به‌طوری که گویا وضعیت رتبه‌ها از سال‌های قبل هم بسیار بدتر بوده. مثلاً نمره حدود 440 که سال قبل رتبه حدود 50 داشته امسال رتبه‌ای بهتر از 500 کسب نکرده و یا فردی با نمره حدود 385 رتبه در حدود 3200 داشته در حالی‌که همین فرد در سال گذشته رتبه‌ای یه رقمی داشته. حالا این سوال باقی می مونه که پاسخ این همه استرس و فشار روانی وارد شده بر کادر پزشکی رو کی می‌ده؟ اصلاً براشون مهمه؟ یا تنها چیزی که بهش فکر نمی کنن همینه و تنها تلاششون در جهت تخریب  و حتی حذف پزشک هاست. شاید می خوان با ببماند که حتی بعد گرفتن تخصص هم آینده چندان درخشانی جز برای معدود آدم‌هایی که روابط خوبی با سیستم دارند وجود نداره. آیا در این شرایط راهی جز رفتن به هر جایی جز اینجا برای ما پزشک ها باقی می‌مونه، تنها برای اینکه بتونیم ذره‌ای از اعتباری رو که باید داشته باشیم، دوباره به‌دست بیاریم؟

Advertisements

شروع مهاجرت

بالاخره امروز مدارک رو به سیدنی فرستادم و روند مهاجرت من هم رسماً شروع شد. بحث این روزا در مورد فرستادن مدرک زبان به سیدنیه. من چک لیست رو دیشب از سایت اداره مهاجرت دانلود کردم و توش خبری از مدرک زبان نبود، بنابراین مدارکم رو فرستادم بدون مدرک زبان، چون هنوز امتحان ایلتس رو ندادم، ولی از ترس حذف پزشکی از لیست مشاغل ترجیح دادم که مدارک رو زودتر بفرستم. حالا خدا رحم کنه بهم که تو این گیر و دار خوندن واسه امتحان بورد، باید برای ایلتس هم بخونم.

هرچند وقت یک بار کشف جدیدی می کنم برای اینکه چه جوری با تمرکز بیشتر درس خوند و کمتر موقع درس خوندن خوابید و در ضمن مصرف ریتالین رو هم خیلی بالا نبرد 🙂 بعد از کشف مهم تمر هندی این هفته به این نتیجه رسیدم که خوردن هایپ مصرف ریتالین رو ثابت نگه داشته و جلوی زیاد کردنش رو گرفته. نتایجش امیدوار کننده بود اما هزینه اون یک کمی زیاده 🙂

سال صبر و استقامت

گر تو سبزی سبزم

گر تو شادی شادم

وطنم ایرانم

عید آن روز مبارک بادم

که تو آبادی و من آزادم

ابن مطلب رو تو وبلاگ دوست خوبم صبحگاه دیدم و حیفم اومد که اینجا نذارمش

خیلی وقت ها خود درمانی که بیشتر آدما در بیماریهاشون به خصوص اون بیماری هایی که شایعتر هستند و همه فکر می کنند که راجه به اونها خیلی می دونند کار دست اونها می ده و از طرفی کار پزشک ها رو موقع درمان اونها سخت تر و روند درمانیشون رو پیجیده و طولانی تر می کنه. یک نمونه از اونها که زیاد دیدم و آخرین اونها در مورد یک دختر 2 ماهه بود، در مورد آبله مرغونه. اغلب آدم ها فکر می کنند که چون آبله مرغون خیلی شایعه و چون مثل خیلی از بیماری های پوستی بدنشون تو این بیماری هم به قول عوام دونه یا جوش میزینه میدون با اون چیکار کنن و از جمله این کارهای رایج مالیدن پماد یا کرم های کورتون به قصد بهبود علائم و کم کردن خارش اونهاست. غافل از اینکه این کار باعث تشدید علائم و حتی عوارض تهدید کننده زندگی اونها میشه…

به خواندن ادامه دهید

Shutter Island

جزیره شاتر جدیدترین کار استاد مسلم سینما مارتین اسکورسیزی هست که بالاخره موفق به دیدنش شدم.  فیلم داستان یک مارشال ایالات متحده است که برای رسیدگی به پرونده گم شدن یک زن بیمار روانی که از تیمارستانی در جزیره شاتر (که مخصوص زندانیان مبتلا به بیماریهای روانی خطرناک  هست) فرار کردهو از ابتدا ورود اون به جزیره که همراه با همکارش هست رویاها و توهماتی رو هم میبینه که در مسیر کاری که در پیش داره اثر گذار هستند. داستان فیلم رو اینجا نمیگم چون ممکنه که بخواین فیلم رو ببینین. اسکورسیزی فضایی مشابه آثار هیچکاک در این فیلم ایجاد کرده که به طور مشخص میشه به فیلم سرگیجه هیچکاک اشاره کرد. اما از طرف دیگه فشای حاکم بر داستان شباهت خیلی زیادی به فیلم یک ذهن زیبا داره. در مجموع فیلم زیبائیه و مطمئنا از دیدنش پشیمون نمیشین.

تعطیلات امسال هم تموم شد و از این بابت خوشحالم. کلا با تعطیلات میونه خوبی ندارم چون جز تنبلی چیزی عایدم نمی کنند. روز 13 فروردین هم کشیک هستم که یکی از آخرین کشیک های دوران رزیدنتیه. از فردا باز هم موندن تو بیمارستان و خوندن برای امتحام بورد شروع میشه

departed