Archive for مه, 2010


باز هم تنبلی

آخرش این تنبلی یه کاری دست من میده. میترسم با این وضع درس خوندن بورد رو خراب کنم. مثلا روزا میایم درس بخونیم تو کتابخونه بیمارستان. اما بیشتر وقتمون به دور هم جمع شدن و حرف زدن و خندیدن میگذره. فکز کنم هممون خراب کنیم. خوندن واسه آیلتس هم شده مزید بر علت و اون یه ذره وقتی هم که میخونم مشعول اونم به جای درس. خلاصه نیاز مبرم به دعا دارم. 🙂

راستی برای تصحیح رایتینگ دنبال یه معلم زبان خوب می گردم. اگه سراغ دارید ممنون میشم بهم معرفی کنید.

Advertisements

عذاب وجدان

دو سه روز پیش دختر حدودا 11 ساله ای به اسم ندا رو به علت درد شدید شکم، سختی تنفس و تنفس تند به بیمارستان ما آوردن. مشکل حادش از حدود سه روز قبل شروع شده بود که به شکل دل درد شدیدی که گاهی به قفسه سینه هم تیر می کشیده، استفراغ و گاهی هم تنگی نفس بوده. البته سابقه دردهای مختصر شکم رو از شش ماه قبل هم میداده. اما دردهای سه روز اخیرش فوق العاده شدید و همراه با استفراغ بوده و تو این سه روز مراجعات متعدد پزشکی از جمله به چند بیمارستان داشته در تمام موارد درمان های سرپایی انجام شده. نهایتاً بیمار به مرکز ما مراجعه کرد و تنها بعد از 40 دقیقه متأسفانه فوت شد.

به خواندن ادامه دهید

خیلی تنبل شدم و دنبال بهانه می گردم برای درس نخوندن. هذ روز میام بیمارستان که مثلاً تو کتابخونه درس بخونم و برای بورد آماده بشم اما از 15-14 ساعتی که تو بیمارستان هستیم شاید 5-6 ساعتش هم مفید درس نخونم و بقیه اش به حرف زدن با دوستان یا مسخره بازی می گذرده. بهانه امروز صبح برای درس نخوندن هم همایش روز ملی آسم بود که بخش ایمونولوژی و آلرژی بیمارستان برگزار کرده بود.

همایش شلوغ بود و مباحثش هم بود نبود. این روزها با توجه به آلودگی هوا و پیشرفت سطح زندگی بیمارای آسمی هم بیشتر شدن.  که خیلی از اون ها می تونن با رعایت یک سری از نکات ساده آموزشی و استفاده درست از داروهاشون در مواقع لزوم، زندگی خوب و عادی داشته باشن. نکته جالب تو همایش امروز حضور تعدادی از بچه های دبستانی تو یه مسابقه نقاشی بود که از طرف همایش برگزار شده بود و بچه ها نقاشی های جالبی کشیده بودن که بعضی از اون ها رو تو همین پست می ذارم. امیدوارم روزی برسه که هیچ کودکی به خاطر آسم که به سادگی میشه کنترلش کرد، کارش به بستری های طولانی مدت و مشکلات جدی نکشه.

برای دیدن نقاشی بچه ها به ادامه مطلب برید

به خواندن ادامه دهید