Archive for ژوئن, 2010


امروز بالاخره دست از تنبلی برداشتم و به جای درس خوندن نگاهی به لیست مدارکی که باید از برای مهاجرت از طریق نیروی کار متخصص از اول به سیدنی فرستاد انداختم.  از این به بعد عملاً باید مدارک رو کامل به سیدنی فرستاد. مدارکی که باید از این به بعد از ابتدا فرستاده بشه عبارتند از:

کپی پاسپورت

مدارک سابقه تحصیلی

مدارک وضعیت تأهل

اثبات پشتوانه مالی

عدم سوء پیشینه

این هم عین عبارت انگلیسی:

Candidates for the Federal Skilled Worker program and for the Canadian Experience Class Program will now be required to submit the results of a language proficiency assessment exam, along with a complete set of supporting documents (such as copies of passports, evidence of educational history, documentation of marital status, proof of settlement funds, police clearances, etc.) with their application forms. As such, the language proficiency results and additional documentation must be gathered to create an initial application.

با این وصف اداره مهاجرت کانادا خواسته از تعداد درخواست های ناقص و بدون پشتوانه کم بکنه و طبعاً کار رو برای بسیاری از متقاضیان مشکل کرده.

Advertisements

بالاخره بعد از کلی اومد و نیومد و بالا و پائین، لیست مشاغل جدید برای مهاجرت از طرق نیروی کار متخصص به کانادا اعلام شد. لیست جدید از تاریخ 26 جون معتبره  و کسانی که قبلا شغلشون در لیست 38 تایی بوده و مدارکشون رو به سیدنی فرستادن شامل لیست حدید نمی شن و نیازی نیست که نگران باشن. البته به جز تغییر لیست تغییرات اساسی دیگه ای هم در روند مهاجرت ایجاد شده و به نظر میاد که یه جورایی می خوان روند مهارجت نیروی کار متخصص رو کاهش بدن. از جمله اینکه در هر رشته در سال بیش از 1000 نفر نمی تونن وارد کانادا بشن و مجموع افراد ورودی هم قرار تیست بیش از 20000 نفر در سال باشه. بنابراین رقابت به نظر میاد که خیلی سنگین بشه و بعید نیست که تعداد زیادی از افراد رو برای مصاحبه هم دعوت کنند.

ضمناً تغییر دیگه اینه که باید از این به بعد عنگام ارسال مدارک به سیدنی، باید اصل مدرک آیلتس رو هم فرستاد.  امیر عزیز تو  وبلاگ خوبش نوشته بود که احتمالا عدم سوء پیشینه رو هم باید فرستاد، البته چون میخوسات بره مسافرت وقت اینکه کاملا بررسی کنه قضیه رو نداشت و خودم هم راستش از روی سایت اداره مهاجرت فعلا فقط نکات کلی رو خوندم و دارم همزمان با نوشت این مطالب بقیه اش رو هم می خونم و هنوز چیزی در این مورد ندیدم.

و اما فهرست مشاغل

  • 0631 Restaurant and Food Service Managers (مدیران رستوران و خدمات تغذیه ای)
  • 0811 Primary Production Managers (Except Agriculture) (مدیران صنایع زیربنایی به جز کشاورزی)
  • 1122 Professional Occupations in Business Services to Management (مشاغل ارائه دهنده خدمات به مدیریت تجاری)
  • 1233 Insurance Adjusters and Claims Examiners (متخصصین ارزیابی بیمه و خسارت)
  • 2121 Biologists and Related Scientists (بیولوژیست ها و رشته ها وابسته)
  • 2151 Architects معماران
  • 3111 Specialist Physicians پزشکان متخصص
  • 3112 General Practitioners and Family Physicians پزشکان عمومی و خانواده
  • 3113 Dentists (دندانپزشکان)
  • 3131 Pharmacists (داروسازان)
  • 3142 Physiotherapists (فیزیوتراپ ها)
  • 3152 Registered Nurses (پرستاران)
  • 3215 Medical Radiation Technologists (تکنسین های پرتودرمانی)
  • 3222 Dental Hygienists & Dental Therapists (بهداشت کاران دهان و دندان)
  • 3233 Licensed Practical Nurses (بهیاران)
  • 4151 Psychologists (روانشناسان)
  • 4152 Social Workers (مددکاران اجتماعی)
  • 6241 Chefs (سرآشپز)
  • 6242 Cooks (آشپز)
  • 7215 Contractors and Supervisors, Carpentry Trades (پیمانکاران و ناظران فنی صنایع چوب)
  • 7216 Contractors and Supervisors, Mechanic Trades (پیمانکاران و ناظران فنی صنایع مکانیک)
  • 7241 Electricians (Except Industrial & Power System) (برقکاران)
  • 7242 Industrial Electricians (برقکاران صنعتی)
  • 7251 Plumbers (لوله کش ها)
  • 7265 Welders & Related Machine Operators (جوش کاران و اپراتورهای ماشین های مرتبط)
  • 7312 Heavy-Duty Equipment Mechanics (مکانیک ماشین های سنگین)
  • 7371 Crane Operators (اپراتورهای جرثقیل)
  • 7372 Drillers & Blasters — Surface Mining, Quarrying & Construction (کارگران و متخصصین حفاری، انفجار و بهره برداری معادن سطحی و زیر زمینی)
  • 8222 Supervisors, Oil and Gas Drilling and Service (کارکنان ارشد صنایع حفاری نفت و گاز)

اما رشته هایی که حذف شده

نکته مهم: چون خودم کلا آدم تنبلی هستم و نرفتم تطابق بدم با لیست قبلی لیست مشاغل حذف شده رو از وبلاگ امیر عزیز -البته با عرض پوزش و اجازه از کپی کردن مطلبش – اینجا آوردم

0111 : Financial Managers
0213 : Computer and Information Systems Managers
0311 : Managers in Health Care
0632 : Accommodation Service Managers
0711 : Construction Managers
1111 : Financial Auditors and Accountants
2113 : Geologists, Geochemists and Geophysicists
2143 : Mining Engineers
2144 : Geological Engineers
2145 : Petroleum Engineers
3141 : Audiologists and Speech Language Pathologists
3143 : Occupational Therapists
3151 : Head Nurses and Supervisors
4121 : University Professors
4131 : College and Other Vocational Instructors
7213 : Contractors and Supervisors, Pipefitting Trades
7217 : Contractors and Supervisors, Heavy Construction Equipment Crews
7252 : Steamfitters, Pipe fitters and Sprinkler System Installers
8221 : Supervisors, Mining and Quarrying
9212 : Supervisors, Petroleum, Gas and Chemical Processing and Utilities

و در آخر هم رشته هایی که اضافه شدند

نکته مهم: این قسمت رو هم طبق همون اصل تنبلی از وبلاگ امیر عزیز اینجا آوردم.

0811 Primary Production Managers (Except Agriculture)
1122 Professional Occupations in Business Services to Management
1233 Insurance Adjusters and Claims Examiners
2121 Biologists and Related Scientists
2151 Architects
3113 Dentists
3131 Pharmacists
3222 Dental Hygienists & Dental Therapists
4151 Psychologists
4152 Social Workers
7216 Contractors and Supervisors, Mechanic Trades

انشااله که همه اونهایی که تو راه مهاجرت پا گذاشت موفق باشن. برای ما هم دعا کنید که مدارک رو با ایراد های جزئی رد نکنن و بتونیم با همون قانون قبلی بریم  و مشمول این قانون رشته ای 1000 تا نشیم.

توکل به خدا…

In Loving memory of Ali Kamrani

آخرین بار که علی رو دیدم تابستون سال 86 بود. تو یه کنگره و خیلی اتفاقی. خیلی تعجب کردم چون اصلا فکر نمی کردم که اون رو ببینم. اون موقع من تو شفایاب کار می کردم و اون گفت که با «ام اس دی» کار میکنه و گفت که بعد از اون تقلب بزرگ تو آزمون رزیدنتی سال 81 که باعث شد حق  خیلی های دیگه مثل اون از بین بره تصمیم گرفته که رزیدنتی رو خارج از ایران ادامه بده و گفت که تو همین یکی دو ماهه قصد داره برای ادامه تحصیل بره به مالزی برای شروع رزیدنتی در رشته پزشکی هسته ای.

علی از دوران راهنمائی می شناختم. 3-2 سالی از ما بالاتر بودن و تو دبیرستان هم هم مدرسه ای بودیم. کوچیک بودن مدرسمون و اینگه همه از دوران راهنمائی تا پایان دبیرستان با هم بودیم باعث شده بود که جو دوستی خوبی بین بچه ها باشه و علی همیشه خندان و شاد بود و به همه انرژی می داد.

از سال 86 دیگه ازش خبری نداشتم ، اما خیلی وقت ها به یادش می افتادم چون چهره دوست داشتنیش هیچ وقت از یاد آدم نمی رفت تا اینکه صبح جمعه دیدم تو فیس بوک دوستام یه گروپ درست کردن:

In Loving memory of Ali Kamrani

با خدوم گفتم خدایا، یعنی جی؟

رو لینکش کلیک کردم و انگار که دنیا رو سرم خراب شد. علی در بین دانشجوهای پزشکی ایرانی بودن که تو تصادف اتوبوس تو فیلیپین از دنیا رفته بودن. واقعاً هنگ کردم. تا مدتی هیچ کاری نمی تونستم بکنم، فقط رفتم سراغ عکس هاش و قدری اشک ریختم. و این فکر که چرا دنیا باید همیشه بهترین آدم ها رو زودتر از ما بگیره.

در پیاده رو
باران قدم می زند
– نم نم –
با گریه های من
و من مرور می کنم: پیاده رو را
و خاطرات خودم را
و خنده های تو را

وضع ما روشن است

وضع ما روشن است
مثل سوسوی فانوسی است در چهارتوی دالان آینده
ساده و روشن
طوفان استخوان شکن خزان را نسیم بهار نام نهاده ایم
و از دیو پائیز
و عجوز خزان غافلیم.

نمی دانم
اگر این درخت یاس نابهنگام به پائیز جوانه نمی داد
یا انار
نمی خندید
دلیل سیاه ما چه بود؟

در دیار من
همیشه بهار افسانه ای است
در آینده ای نه چندان دور!
به کودکان دبستانی سرزمینم آموختند
که زمستان یعنی بهار
وقتی که در سوز سرما به قهوه خانه ها پناه می برند
وقتی
که میلزند
وقتی
که بر این کولاک شاهنامه نیز کارگر نیست
هزار چکامه را به قصد بهار می خوانند
و عجیب
که بر پرده نقال قهوه خانه
علف های لگد مال رخش می رویند
و از اینروست خوشنودی مردمانی
به شیوه ای چنین خوشبخت
شوره زارشان پرمحصول و
بهارشان دو برابر است.

خوش به حالشان
که نمی دانند آینه ها همه شکسته اند
خوش به حالشان
که نمی دانند تمام حوض حیاط ها
و تمام دریاها
یخ زده است
و خوش به حالشان که نمی دانند هیچ رخساری
دو برابر نخواهد شد
و در قاموس سرزمینی از اینگونه آباد
به جز لرزش و ترس
هیچ واژه ای ترجمانی از تپش نخواهد بود.

و عاقبت
مردمی که نمک می کاشتند
گندیدند
و هرغروب
برای برکت محصولشان
و درمان دردشان
به آن ساده که سرود
«در سرزمین من هر روز جمعه است»
لعنت فرستادند.

سال حیرونی

این روزها حالم حسابی گرفته است. یاد سال قبل که می افتم خیلی وقت های حتی جلوی اشکم رو هم نمیتونم بگیرم. فکر اینکه چه شوری تو مردم بود و چه کردند با این شود. فکر اینکه چطور بازیمون دادن. فکر اینکه چرا اینقدر برای این و اون دلیل می آوردیم که باید برید و رای بدید و … فکر جوون هایی که به امید روزهای بهتر به خیابون های اومدن و بیگناه کشته شدند. فکر روز 25 خرداد که از میدون انقلاب تا آزادی رو که خودم رفتم جای سوزن انداختن نبود و دوستان می گفتن که از اما حسین همین طوری بوده. فکر اون چندتا جوونی که سر بزرگراه جناح تو خون غلطیدند. فکر تظاهرات میدون توپخونه و هفت تیر، فکر ندا که شب اولی که فیلم شهادتش رو از بی بی سی دیدم کلی گریه کردم. فکر سهراب و زجه های مادرش و …

با خودم فکر می کنم شاید لازم بود تا همه این اتفاقات بیهفته. لازم برای اینکه خیلی ها مثل من که امیدی به اصلاح داشتند، کاملا ناامید بشن. حتی لازم برای اون آدم های مذهبی که فکر می کردن تو یه نظام اسلامی زندگی می کنن، اما حالا خودم تعداد بسیار زیادیشون رو میبینم که خودشون رو لعنت می کنن به خاطر تفکرات سی سال گذشتشون.

سالی که گذشت سال سختی بود. سالی که هیچ وقت از ذهن من و امثال من نمیره و هر وقت به حوادث اون فکر می کنم اشک تو چشمام جمع میشه. سالی که با من کاری کرد، که علیرغم مخالفتی که همیشه با مهاجرت داشتم، قدم تو این راه بذارم.سالی که خیلی ها رو شناختم. سالی که خودم رو هم بهتر شناختم. سالی که به همه چیز شک کردم. سالی که منو کاملا حیرون کرد..