دو سه هفته قبل نهایتاً محل کار همه فارغ التحصیل های امسال برای طرح مشخص شد و من هم همون طور که خودم انتخاب کرده بودم و انتظارش رو داشتم باید برم سیستان و بلوچستان. حدود 12 روز قبل با یکی از دوستان که اون هم باید در همون منطقه طرحش رو بگذرونه رفتیم با ماشین راه افتادیم به سمت زاهدان. تو راه یه شب رو کرمان خونه یکی از دوستان خوبمون موندیم و روز بعد هم تو زاهدان شهر محل خدمتمون رو مشخص کردیم. من که از اول شهری رو که می خواستم انتخاب کرده بودم ولی موفق شدیم که کار دوستم «عبدی» رو هم درست کنیم تا با هم تو یه شهر باشیم.  تا زمانی که کارهای مهاجرت درست بشه می خوام همونجا بمونم البته اگه وضع درآمد خوب باشه تا برای رفتم یه ذره پول داشته باشیم حداقل. خلاصه حکم اولیه رو گرفتیم و برگشتیم تهران..

امروز روز آخریه که تهران هستم. باید از شنبه کارمون رو شروع کنیم. رانندگی دفعه پیش خیلی خستمون کرد. برای همیت اینبار ماشین رو با قطار فرستادم تا کرمان و فردا صبح هم خودم پرواز دارم برای کرمان تا از اونجا با ماشین برم تا زاهدان. این چند روزه حسابی دپرسم خلاصه. به هر حال رفتن از تهران به یه شهر کوچیک آدم رو دپرس می کنه. دیشب رفتیم بام تهران و با اینکه بارون . وحشتناکی می اومد چند تا عکس از تهران گرفتم که ا میذارمشون اینجا. خلاصه دعا کنین برام که روزهای خوبی داشته باشم تو این شهر جدید…

Advertisements