Archive for نوامبر, 2010


تنهائی

امروز روز سومیه که به سراوان اومدم. به محض ورود وبا تحویل گرفتن خونه ای که بیمارستان در اختیارم گذاشته بود، کاملا دپرس و گرفته شدم. یه خونه کوچیک و فوق العاده کثیف که نمی دونم زوج پزشکی که قبل از من اینجا بودن چطور تو این به هـم ریختگی و خاک و خل زندگی میکردن. خلاصه دو روز مشغول بودم تافقط یکی ازاتاق هـا رو تونستم کمی تمیز کنم تاحداقل وقتی وارد این اتاق میشم حالم بد نشه. امروز اومدن که ات و اشغال هـایی رو که از قبل اینجا بود رو ببرن تا بتونم بقیه خونه رو هـم تمیز کنم، داستانشون مثل پت و مت بود. اول 6 نفر با تمام قوا اومدن ولی نهایتاً یک نفر موند که اون هم کلی از وسایل رو نبرده بود. من هم همه وسایل باقی منده رو گذاشتم پشت در. عصر که رفتم بیرون دیدم خوشبختانه برده بودنشون.

خیلی دلتنگ کیان هستم. عین بچه هـا چند بار زدم زیر گریه. این تنهائی و دلتنگی این 3-2 روزه خیلی اذیتم کرده و من موندم که با این وضع با مهاجرتی که پیش رو داریم چه کار باید بکنم…

Advertisements

باز هم یک تصمیم شکمی دیگه که تبعاتش هر روز بارزتر میشه. واقعاً نمی‌دونم هدف از انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران و تقسیمش بین دو دانشگاه دیگه چی می‌تونه باشه؟ این آش جدید انقدر شور بود که صدای دکتر مرندی که از حامیان اصلی خانم وزیر بود رو هم درآورده. گویا چون بین اعضای هیأت علمی دانشگاه ایران افراد سیاسی و بانفوذ زیادی وجود نداره، تصور می کردن که می‌شه به راحتی این دانشگاه رو «هاپولی هاپو» کرد، اما تا حالا که سروصدای زیادی به پا شده.
دانشگاه ایران برخلاف اون چیزی که بعضی این روزها میگن، دانشگاهی بسیار قوی هست. حداقل در زمینه تربیت پزشک و رزیدنت که اینطوره. از نظر پژوهشی هم دانشگاه پیشرو و بدون اغراق رتبه اول در علوم پزشکی هست. بیمارستان‌های آموزشی خوب و اساتید خوبی هم داره و همه اینها میتونه اشتهای دانشگاه تهران برای اشغال این دانشگاه رو توجیه کنه. برخلاف اون چیزی که خیلی ها تصور می‌کنن تو رسانه‌هایی همچون بی بی سی هم مطرح کردن، بیمارستان‌ها به دانشگاه بهشتی منتقل نشدن، بلکه فقط بیمارستان‌های غیرآموزشی به دانشگاه بهشتی منتقل شدن و بیمارستان‌های خوب آموزشی همه به دانشگاه تهران رسیدن.
در کنار مشکلات زیادی که این انحلال ایجاد می کنه، من نمی دونم میخوان با کارمندای دانشگاه ایران چه کنن، چون همه ما به ازا در دانشگاه تهران دارن.
از همه بدتر اعضای هیأت علمی هست که خیلی‌هاشون از دانشگاه تهرانی ها بهتر هستند و مسلماً دانشگاه تهرانی ها به این اساتید که خودشون غول‌هایی هستند اجازه عرض اندام نمی‌دن که این هم به درگیری‌ها اضافه می‌کنه. دانشگاه تهرانی ها الان تو خودشون هم دعوا دارن و با هم کنار نمی‌یان و به همین خاطر هم هست که خیلی از گروه‌های آموزشی مثل داخلی و اطفال تقسیم شدن به دو گروه. حالا اگه اساتید قدرقدرت ایران هم اضافه بشن چه خواهد شد، خدا داند.
به هرحال با این تصمیمات یک شبه که نمونه اش تو مملکت تو چندسال اخیر کم نبوده، فقط به دغدغه‌های دانشجویان و اعضای هیأت علمی اضافه شده و مشکلاتی زیادی هم برای مردم به‌واسطه ناراضی بودن کادر درمانی ممکنه پیش‌بیاد.