این مهاجرت هم شده برای ما کابوسی. برنامه زندگی کاملا نامشخصه و هرچقدر هم سعی می کنم خودم رو قانع کنم که برنامه ریزی رو بدون توجه به پروسه مهاجرت انجام بدم باز هم نمی شه. مخصوصا با این وسواس فکری که دائم یقه منو میگیره و وسط هرکاری باز منو یاد این قضیه میندازه.انقدر به این روند و اینکه چکار باید بکنیم فکر کردم که برای مدتی این پروسه مهاجرت شب ها تو خواب هم دست از سرم بر نمی داشت. بالاخره حدود دوهفته قبل ایمیلی از مشاور محترم رسید مبنی بر اینکه مدیکال ما هم از ورشو صادر شده. طبیعتا خیلی خوشحال شدم از اینکه یک قدم در پروسه مهاحرت به جلو رفتیم و از نگرانی هایی که در مورد گیر دادن آفیسرهای محترم به مدارک داشتیم خلاص شدم اما به زودی این ذهن درگیر و وسواوسی من با افکار نگران کننده و دلهره های دیگه ای پر شد. اولین نگرانی این بود که نکنه تو آزمایش ها مشکلی داشته باشیم. تا روز انجام معاینات و آزمایشات دیوونه شدم. بدتر از همه اینکه روز بعد از انجام آزمایشات فرمودند که گلوکزوری داشتم و باید آنالیز ادرار تکرار بشه. من هم که کلا استرسی و تا شب خودمو کشتم. آخرش ساعت 11 شب رفتم به بیمارستان محل رزیدنتی و  یه قند خون و آنالیز ادرار مجدداً چک کردم. خودم هم ترسیده بودم که نکنه این وسط دیابت گرفته باشم. خلاصه نتایج نرمال این ها رو که دیدم خیالم یکم راحت شد و فردا دوباره برای تکرار آزمایش مدیکال به آزمایشگاه معرفی شده رفتم. از طرفی سولماز هم هیپوتیروئیدی داره و ما هم برای اینکه صداقت رو حفظ کردی باشیم به پطشک معتمد گفتیم. خوشبختانه براش آزمایش اضافه درخواست نکرد و فقط خواست تا از یه متخصص داخلی نامه ای مبنی بر تحت کنترل بودن بیماریش بگیریم که این هم به لطف پسرخاله محترم به راحتی انجام شد. خلاصه بعد از اتمام کارهای مدیکال از اونجا که ذهن وسواسی باید همیشه دنبال ممشکل بگرده دائم دارم به این فکر می کنم که نکنه مشکل دیگه ای در پروسه مهاجرت بعد از مدیکال پیش بیاد. استرس ایراد گرفتن از پرونده و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بازم برگشته و اذیتم می کنه. اما مسأله ای که بعد از انجام مدیکال خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرده، با توجه به جدی تر شدن احتمال گرفتن ویزا فرایند بعد از مهاجرته. تازه استرس اینکه بعد از اینکه رفتیم چه خواهد شد جدی شده وباید براش یه فکری بکنم. دارم شورع می کنم برای امتحانات اونجا خوندن و دنبال گواهی اینترنی و فرم شماره 12 و … افتادم واسه انجام کارهای ثبت نام. دوستان اگه در این مورد تجربه دارن ممنون می شم که کمکم کنن.

مشکل دیگه اینه که تصمیم دارم اواسط مهر که امتیازم برای پروانه کار تو تهران کامل میشه از بلوچستان بیام تهران. اما حالا با این وضعیت و با غیرقابل پیش بینی بودن پروسه زمانی پیش رو اصلا نمی دونم چیکار کنم. بیام؟ نیام؟ خونه بگیرم؟ نگیرم؟ اصلا چکار باید بکنم…

خلاصه اینکه ذهنم خیلی درگیر این چیزاست و هزار تا فکر مسخره دیگه که خودم هم گاهی خندم میگیره ازشون. دعا کنید که این مرحله رو به خوبی و خوشی بگذرونم و پروسه مهاجرتمون هم با موفقیت به نتیجه برسه…

Advertisements