Category: Immigration


فردا شش ماه میشه که اومدیم تورنتو. در مجموع راضی ام و به جز دلتنگی های دوری از خانواده بقیه اش خوب بوده. مشکلی که اینجا همه مهاجرا دارن وارد شدن به بازار کاره و ما پزشک ها هم از این قاعده مستثنی نیستیم. اولین امتحان برای ورود به سیستم پزشکی رو باید اول نوامبر بدم. شروع بدی نداشتم اما ثبت نام برای تافل و خوندن برای اون (هرچند سه هفته بیشتر طول نکشید) وقفه ای انداخت تو خوندنم به طوری که نتونستم خوب ادامه بدم. از طرفی پس اندازها هم ته کشید و باید سر کار می رفتم و خوشبختانه یه پوزیشن خوب عکاسی که همیشه عاشقش بودم پیدا کردم و فوری پذیرفته شدم و به عنوان عکاس تو یه شرکت بزرگ مشغول به کار شدم. خستگی ناشی از کار نمیذاشت درس خوندن رو اداه بدم. دو راه پیش رو داشتم، یا امتحان رو عقب بندازم یا از کار بیام بیرون و این ۱ ماه باقی مونده تا امتحان رو خوب درس بخونم. نهایتا دیروز تصمیم گرفتم استعفا بدم و بشینم یک ماه مثل خر بخونم. هرچند خیلی ها میگن یک ماه کافی نیست، اما چاره ای نیست و بهتر از عقب انداختن امتحانه. فعلا هم مشغول زدن تست های کانادا کیو بانک هستم.

به این نتیجه رسیدم که بهترین راه برای طی کردن سال های انتظار برای ورود به سیستم پزشکی، ادامه تحصیل برای یک مستر یا پی اچ دی هست. تو این مدت هم میشه با اسکولارشیپ یه زندگی دانشجویی رو اداره کرد و کار جنرال هم انجام نداد و از طرفی تو رشته های مرتبط با سیستم سلامت میشه با اساتید دانشگاه ها آشنا شد و رو مخشون برای گرفتن پذیرش رزیدنتی کار کرد. با چند نفر از پزشکان خارجی که وارد تخصص شده بودن و از این روش استفاده کرده بودن صحبت کردم و اونها هم نتیجه گیریم رو تایید کردن و جالب اینکه تعداد زیادیشون از همین روش استفاده کرده بودن. علت اون وقفه برای شرکت در تافل هم همین بود که بتونم برای گرفتن پذیرش اقدام کنم. میشد ایلتس هم بدم اما چون برای رزیدنتی باید تافل ارائه داد ترجیح دادم برای تافل ثبت نام کنم. به عنوان اولین تجربه شرکت تو این امتحان به نظرم خیلی سخت تر از ایلتس بود. نمره من نسبتا خوب شد، هرچند اونی که انتظار داشتم نبود.

تو این مدت روزهای خوبی داشتم و دوستان خوبی پیدا کردم. از طرفی به اهمیت داشتن ذوست خوب و همراه بیشتر پی بردم. به واسطه دوستان با جامعه فرهنگی و دانشگاهی ایرانی آشنا شدم و تجربه های خوبی داشتم. حتی فرصت تجربه های جدید و خوبی تو  عکاسی به دست آوردم که خیلی به دردم خورد. هفته پیش اولین تجربه عکاسی فیلم رو تو پروژه فیلم کوتاه دانشجویی داشتم که خیلی برام جالب و خوب بود و خوشبختانه کارگردان از کارم راضی.

خلاصه جز غم دوری خانواده و ته کشیدن پس انداز فعلا غم دیگری نیست 😉

Advertisements

کوچ اجباری،

بغض های دور از خانه،

خانه های پر بغض…

فرار

من فرار کردم. ترسیدم، بریدم. شاید همه اینها درست باشه

اما چکار میتونستم بکنم به جز اینها.

کم هزینه ندادم. بازجویی شدم، گرفتار انواع مانع تراشی ها در راه تحصیل و کار شدم. آخرش هم خیلی محترمانه گفتن بنویس غلط کردم و گه خوردم تا بذاریم تو این ده کوره ای که داری جون میکنی بمونی و به سگ دو زدن ادامه بدی.

من که از اول اهل رفتن نبودم. من که هرکی میخواست بره کلی مینشستم باهاش صحبت میکردم که بمون تا همینجا رو بسازیم. من دیگه چرا؟

 نمیدونم دیدگاه آدم هاست که به مرور زمان عوض میشه یا گذر زمان باعث میشه عقل آدم به چیزهایی که قبلا نمیرسید برسه و بیشتر بفهمه یا اینکه حوادثی پیش میاد که باعث میشه دید آدم تغییر کنه.

نمیدونم کدوم یک از موارد فوق در مورد من صدق میکنه. شاید همشون.  اما بعد از اون انتخابات کذایی و حوادث بعد از اون بود که من خیلی شدم و این روند همچنان ادامه داره…

نمی دونم جه باید میکردیم که نکردیم. اگر خاتمی سرسختی نشون میداد و مثلا این کارهایی رو که الان ا.ن میکنه، میکرد، آیا شرایط تغیر میکرد؟

هر چه فکر میکنم میبینم تو شرایط بدی هستیم. ادامه اعتراضات یا هر اقدام دیگه ای حتی در سطح رئیس جمهوری مثل خاتمی میتونست در بهترین حلت شرایطی مثا سوریه برامون ایجاد کنه. دیکتاتوری مذهبی آنچنان مریدانی پرورش داده که کشتن آدمهایی مثل من و شما در مقیاس چندصدهزار نفری، تنها مسرشون برای رسیدن به بهشت رو کوتاه میکنه و به هیچ وجه از انجام چنین کاری ابایی ندارند. از قیل و قال بین المللی هم به هیچ وجه هراسی ندارند. برای همینه که میگم در بهترین شرایط میشدیم مثل سوریه. با این وضع، موندن و تلاش بیشتر ثمری داشت آیا؟ من فکر میکنم نداشت، تنها کارردش میتونست خودآزاری شدید و حتی تا حدی دیگر آزاری باشه.

البته این تحلیل ممکنه از اونجا ریشه بگیره که من ممکنه آدم ترسویی باشم یا افسرده یا خیلی چیزهای دیگه. طبیعیه من شجاعت خیلی از دوستانم رو ندارم. شاید هم کله شقی اونها رو. مثلا خیلی دوست داشتم اون حس نترسی و کله شقی رو که تو مسعود باستانی از همون اوایل میدیدم داشته باشم. اما خوشبختانه یا متأسفانه جز در لحظاتی خاص همچون ادمی نشدم. یادمه تو سفرهای انتخاباتی سال ۷۵ خاتمی، وقتی به شهر ما اومده بود، من فقط ۱۷-۱۸ سال داشتم و مسعود ۱ سالی از من بزرگتر بود. همون موقع ها هم عاشق خبرنگاری بود وی یادمه که به عنوان خبرنگار یه نشریه محلی با خاتمی مصاحبه میکرد. آنچنان حس قشنگ تغییر و همینطور نترسی در او بود که سوالهایی که میپرسید همه سراسر تابو شکنانه بود. الان یادم نیست ربز سوال ها، فقط همین یادمه که همه اونهایی که سنی ازشون گذشته بود داشتن از ترس اینکه طرح این سوالا که مردم گاهی از فکر ردن بهشون هم تو اون شرایط میترسیدن باعث بشه رای خاتمی کم بشه یا مشکلی براش بوجود بیارن. راستش من هم میترسیدم. اما نمیدونم اگه مسعود، دوست خوب دوران نوجوانی و جوانی من الان بیاد بیرون باز هم همونطور فکر میکنه یا به نتیجه ای میرسه که من رسیدم…

به هر حال. من فرار کردم، کوچ کردم یا هرچیز دیگه ای که میشه بهش گفت. اما بند بند وجودم جا مونده تو سرزمینی که عاشقانه دوستش دارم وهربار بهش فکر میکنم تنم میلرزه و چشم هام پر از اشک میشه…

آیا کار دیگه ای میتونستم بکنم؟

PCRC

بعد از اومدن مدیکال کم کم به فکر افتادم که شروع کنم به خوندن برای امتحانات نظام پزشکی کانادا. هرچند هنوز هم خیلی میترسم و استرس دارم از اینکه نکنه کارمون به مشکل بخوره، اما خوب احتمال گرفتن ویزا الان که مدیکال اومده خیلی بیشتری و باید زودتر فکری برای امتحانات بکنم. برای شرکت در امتحانات نظام پزشکی کانادا اول باید مدارک توسط سازمانی وابسته به نظام پزشکی کانادا به نام «پی سی ار سی» تأیید بشه (ببخشید که حروف انگلیسی رو به فارسی می نویسم. تو این ادیتور وردپرس اگه انگلیسی تایپ کنم  کل جمله به هم میریزه) این هفته بالاخره همت به خرج دادم و تو سایت این مؤسسه ثبت نام کردم و مجبور شدم برای هزینه ثبت نام و تأیید مدارک پزشکی عمومی، ریز نمرات پزشکی عمومی و مدرک تخصصم 600 دلار هم تقدیمشون کنم. اما به خاطر اشتباهی که دارالترجمه کرده بود و ریز نمرات دوران عمومی و مدرک پزشکی عمومی رو با هم پلمب کرده بود نتونستم بفرستمشون و مجبور شدم دوباره ودارک رو ببم دارالترجمه تا از هم جداشون کنن. این جدا کردن هم متأسفانه به گفته دارالترجمه نیاز به تأیید مجدد دادگستری داره و 3-2 روزی طول میکشید و من هم دوباره عازم بلوچستان بودم. برای همین تأیید مدارک توسط سفارت و ارسالشون موکول شد به دفعه بعدی که میام مرخصی و احتمالا 2-1 ماه کارم عقب افتاد. اما جدا از ثبت نام خوندن رو میخوام شروع کنم. منابع رو گرفتم و اگه کار اجازه بده میخوام مطالعه رو شروع کنم. دنبال پایه خوب برا خوندن هم میگردم و همینجا از دوستانی که میخوان برای این امتحانات بخونن و مایل هستند که با هم پیش بریم خواهش می کنم که برام پیغام بذارن.

فرم شماره 12

دوستانی که به نوعی دنبال مهاجرت و یا ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند مطمئناً سروکارشون با فرم شماره 12 افتاده. این یه فرمه که اگر تکمیل و تحویل حراست وزارت بهداشت نشده باشه، دانشگاه صادرکننده مدرک تحصیلی در ایران هیچ پاسخی به مراجع استعلام کننده مدرک تحصیلی از خارج از کشور نمی ده و عملا انجام هر پروسه ای که نیازبه تأیید مدارک تحصیلی توسط دانشگاه های علوم پزشکی  داشته باشه وابسته به این فرمه. تو این فرم علاوم بر اطلاعات شخصی و دانشگاه های محل تحصیل باید اطلاعات سفرهای خارجی هم که رفتید ثبت بشه و همراه با کپی صفحات دارای ویزا یا مهر ورود و خروج گذرنامه تحویل داده بشه. مدرک دیگه ای که حتما باید برای تحویل دادن این فرم همراهتون باشه مجوز تحویل مدارک تحصیلی هست که توسط دانشگاهی که ازش فارغ التحصیل شدید صادر میشه به اضافه یک عکس جدید. خلاصه اینکه بعد از مدت ها بالاخره موفق شدم تنبلی رو کنار بذارم و فرم رو تحویل بدم. برای تحویل فرم به ساختمان وزارت بهداشت در شهرک غرب، طبقه ششم، ورودی چهار، اداره فارغ التحصیلان داخل مراجعه کردم. برای اطلاعات سفرها همونجا گفتند که فقط مواردی که تو آخرین پاسپورت هست رو وارد کنم و نیازی به سفرهایی که تو پاسپورت های قبلی ثبت شده نیست. همونجا روی فرم یه نامه زدن و خودشون فرم رو برای حراست وزارتخونه فرستادند و نیازی به مراجعه حضوری به حراست نبود

فرم رو میتونید از اینجا دانلود کنید

این مهاجرت هم شده برای ما کابوسی. برنامه زندگی کاملا نامشخصه و هرچقدر هم سعی می کنم خودم رو قانع کنم که برنامه ریزی رو بدون توجه به پروسه مهاجرت انجام بدم باز هم نمی شه. مخصوصا با این وسواس فکری که دائم یقه منو میگیره و وسط هرکاری باز منو یاد این قضیه میندازه.انقدر به این روند و اینکه چکار باید بکنیم فکر کردم که برای مدتی این پروسه مهاجرت شب ها تو خواب هم دست از سرم بر نمی داشت. بالاخره حدود دوهفته قبل ایمیلی از مشاور محترم رسید مبنی بر اینکه مدیکال ما هم از ورشو صادر شده. طبیعتا خیلی خوشحال شدم از اینکه یک قدم در پروسه مهاحرت به جلو رفتیم و از نگرانی هایی که در مورد گیر دادن آفیسرهای محترم به مدارک داشتیم خلاص شدم اما به زودی این ذهن درگیر و وسواوسی من با افکار نگران کننده و دلهره های دیگه ای پر شد. اولین نگرانی این بود که نکنه تو آزمایش ها مشکلی داشته باشیم. تا روز انجام معاینات و آزمایشات دیوونه شدم. بدتر از همه اینکه روز بعد از انجام آزمایشات فرمودند که گلوکزوری داشتم و باید آنالیز ادرار تکرار بشه. من هم که کلا استرسی و تا شب خودمو کشتم. آخرش ساعت 11 شب رفتم به بیمارستان محل رزیدنتی و  یه قند خون و آنالیز ادرار مجدداً چک کردم. خودم هم ترسیده بودم که نکنه این وسط دیابت گرفته باشم. خلاصه نتایج نرمال این ها رو که دیدم خیالم یکم راحت شد و فردا دوباره برای تکرار آزمایش مدیکال به آزمایشگاه معرفی شده رفتم. از طرفی سولماز هم هیپوتیروئیدی داره و ما هم برای اینکه صداقت رو حفظ کردی باشیم به پطشک معتمد گفتیم. خوشبختانه براش آزمایش اضافه درخواست نکرد و فقط خواست تا از یه متخصص داخلی نامه ای مبنی بر تحت کنترل بودن بیماریش بگیریم که این هم به لطف پسرخاله محترم به راحتی انجام شد. خلاصه بعد از اتمام کارهای مدیکال از اونجا که ذهن وسواسی باید همیشه دنبال ممشکل بگرده دائم دارم به این فکر می کنم که نکنه مشکل دیگه ای در پروسه مهاجرت بعد از مدیکال پیش بیاد. استرس ایراد گرفتن از پرونده و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بازم برگشته و اذیتم می کنه. اما مسأله ای که بعد از انجام مدیکال خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرده، با توجه به جدی تر شدن احتمال گرفتن ویزا فرایند بعد از مهاجرته. تازه استرس اینکه بعد از اینکه رفتیم چه خواهد شد جدی شده وباید براش یه فکری بکنم. دارم شورع می کنم برای امتحانات اونجا خوندن و دنبال گواهی اینترنی و فرم شماره 12 و … افتادم واسه انجام کارهای ثبت نام. دوستان اگه در این مورد تجربه دارن ممنون می شم که کمکم کنن.

مشکل دیگه اینه که تصمیم دارم اواسط مهر که امتیازم برای پروانه کار تو تهران کامل میشه از بلوچستان بیام تهران. اما حالا با این وضعیت و با غیرقابل پیش بینی بودن پروسه زمانی پیش رو اصلا نمی دونم چیکار کنم. بیام؟ نیام؟ خونه بگیرم؟ نگیرم؟ اصلا چکار باید بکنم…

خلاصه اینکه ذهنم خیلی درگیر این چیزاست و هزار تا فکر مسخره دیگه که خودم هم گاهی خندم میگیره ازشون. دعا کنید که این مرحله رو به خوبی و خوشی بگذرونم و پروسه مهاجرتمون هم با موفقیت به نتیجه برسه…

تنهائی

امروز روز سومیه که به سراوان اومدم. به محض ورود وبا تحویل گرفتن خونه ای که بیمارستان در اختیارم گذاشته بود، کاملا دپرس و گرفته شدم. یه خونه کوچیک و فوق العاده کثیف که نمی دونم زوج پزشکی که قبل از من اینجا بودن چطور تو این به هـم ریختگی و خاک و خل زندگی میکردن. خلاصه دو روز مشغول بودم تافقط یکی ازاتاق هـا رو تونستم کمی تمیز کنم تاحداقل وقتی وارد این اتاق میشم حالم بد نشه. امروز اومدن که ات و اشغال هـایی رو که از قبل اینجا بود رو ببرن تا بتونم بقیه خونه رو هـم تمیز کنم، داستانشون مثل پت و مت بود. اول 6 نفر با تمام قوا اومدن ولی نهایتاً یک نفر موند که اون هم کلی از وسایل رو نبرده بود. من هم همه وسایل باقی منده رو گذاشتم پشت در. عصر که رفتم بیرون دیدم خوشبختانه برده بودنشون.

خیلی دلتنگ کیان هستم. عین بچه هـا چند بار زدم زیر گریه. این تنهائی و دلتنگی این 3-2 روزه خیلی اذیتم کرده و من موندم که با این وضع با مهاجرتی که پیش رو داریم چه کار باید بکنم…

امروز بالاخره دست از تنبلی برداشتم و به جای درس خوندن نگاهی به لیست مدارکی که باید از برای مهاجرت از طریق نیروی کار متخصص از اول به سیدنی فرستاد انداختم.  از این به بعد عملاً باید مدارک رو کامل به سیدنی فرستاد. مدارکی که باید از این به بعد از ابتدا فرستاده بشه عبارتند از:

کپی پاسپورت

مدارک سابقه تحصیلی

مدارک وضعیت تأهل

اثبات پشتوانه مالی

عدم سوء پیشینه

این هم عین عبارت انگلیسی:

Candidates for the Federal Skilled Worker program and for the Canadian Experience Class Program will now be required to submit the results of a language proficiency assessment exam, along with a complete set of supporting documents (such as copies of passports, evidence of educational history, documentation of marital status, proof of settlement funds, police clearances, etc.) with their application forms. As such, the language proficiency results and additional documentation must be gathered to create an initial application.

با این وصف اداره مهاجرت کانادا خواسته از تعداد درخواست های ناقص و بدون پشتوانه کم بکنه و طبعاً کار رو برای بسیاری از متقاضیان مشکل کرده.

بالاخره بعد از کلی اومد و نیومد و بالا و پائین، لیست مشاغل جدید برای مهاجرت از طرق نیروی کار متخصص به کانادا اعلام شد. لیست جدید از تاریخ 26 جون معتبره  و کسانی که قبلا شغلشون در لیست 38 تایی بوده و مدارکشون رو به سیدنی فرستادن شامل لیست حدید نمی شن و نیازی نیست که نگران باشن. البته به جز تغییر لیست تغییرات اساسی دیگه ای هم در روند مهاجرت ایجاد شده و به نظر میاد که یه جورایی می خوان روند مهارجت نیروی کار متخصص رو کاهش بدن. از جمله اینکه در هر رشته در سال بیش از 1000 نفر نمی تونن وارد کانادا بشن و مجموع افراد ورودی هم قرار تیست بیش از 20000 نفر در سال باشه. بنابراین رقابت به نظر میاد که خیلی سنگین بشه و بعید نیست که تعداد زیادی از افراد رو برای مصاحبه هم دعوت کنند.

ضمناً تغییر دیگه اینه که باید از این به بعد عنگام ارسال مدارک به سیدنی، باید اصل مدرک آیلتس رو هم فرستاد.  امیر عزیز تو  وبلاگ خوبش نوشته بود که احتمالا عدم سوء پیشینه رو هم باید فرستاد، البته چون میخوسات بره مسافرت وقت اینکه کاملا بررسی کنه قضیه رو نداشت و خودم هم راستش از روی سایت اداره مهاجرت فعلا فقط نکات کلی رو خوندم و دارم همزمان با نوشت این مطالب بقیه اش رو هم می خونم و هنوز چیزی در این مورد ندیدم.

و اما فهرست مشاغل

  • 0631 Restaurant and Food Service Managers (مدیران رستوران و خدمات تغذیه ای)
  • 0811 Primary Production Managers (Except Agriculture) (مدیران صنایع زیربنایی به جز کشاورزی)
  • 1122 Professional Occupations in Business Services to Management (مشاغل ارائه دهنده خدمات به مدیریت تجاری)
  • 1233 Insurance Adjusters and Claims Examiners (متخصصین ارزیابی بیمه و خسارت)
  • 2121 Biologists and Related Scientists (بیولوژیست ها و رشته ها وابسته)
  • 2151 Architects معماران
  • 3111 Specialist Physicians پزشکان متخصص
  • 3112 General Practitioners and Family Physicians پزشکان عمومی و خانواده
  • 3113 Dentists (دندانپزشکان)
  • 3131 Pharmacists (داروسازان)
  • 3142 Physiotherapists (فیزیوتراپ ها)
  • 3152 Registered Nurses (پرستاران)
  • 3215 Medical Radiation Technologists (تکنسین های پرتودرمانی)
  • 3222 Dental Hygienists & Dental Therapists (بهداشت کاران دهان و دندان)
  • 3233 Licensed Practical Nurses (بهیاران)
  • 4151 Psychologists (روانشناسان)
  • 4152 Social Workers (مددکاران اجتماعی)
  • 6241 Chefs (سرآشپز)
  • 6242 Cooks (آشپز)
  • 7215 Contractors and Supervisors, Carpentry Trades (پیمانکاران و ناظران فنی صنایع چوب)
  • 7216 Contractors and Supervisors, Mechanic Trades (پیمانکاران و ناظران فنی صنایع مکانیک)
  • 7241 Electricians (Except Industrial & Power System) (برقکاران)
  • 7242 Industrial Electricians (برقکاران صنعتی)
  • 7251 Plumbers (لوله کش ها)
  • 7265 Welders & Related Machine Operators (جوش کاران و اپراتورهای ماشین های مرتبط)
  • 7312 Heavy-Duty Equipment Mechanics (مکانیک ماشین های سنگین)
  • 7371 Crane Operators (اپراتورهای جرثقیل)
  • 7372 Drillers & Blasters — Surface Mining, Quarrying & Construction (کارگران و متخصصین حفاری، انفجار و بهره برداری معادن سطحی و زیر زمینی)
  • 8222 Supervisors, Oil and Gas Drilling and Service (کارکنان ارشد صنایع حفاری نفت و گاز)

اما رشته هایی که حذف شده

نکته مهم: چون خودم کلا آدم تنبلی هستم و نرفتم تطابق بدم با لیست قبلی لیست مشاغل حذف شده رو از وبلاگ امیر عزیز -البته با عرض پوزش و اجازه از کپی کردن مطلبش – اینجا آوردم

0111 : Financial Managers
0213 : Computer and Information Systems Managers
0311 : Managers in Health Care
0632 : Accommodation Service Managers
0711 : Construction Managers
1111 : Financial Auditors and Accountants
2113 : Geologists, Geochemists and Geophysicists
2143 : Mining Engineers
2144 : Geological Engineers
2145 : Petroleum Engineers
3141 : Audiologists and Speech Language Pathologists
3143 : Occupational Therapists
3151 : Head Nurses and Supervisors
4121 : University Professors
4131 : College and Other Vocational Instructors
7213 : Contractors and Supervisors, Pipefitting Trades
7217 : Contractors and Supervisors, Heavy Construction Equipment Crews
7252 : Steamfitters, Pipe fitters and Sprinkler System Installers
8221 : Supervisors, Mining and Quarrying
9212 : Supervisors, Petroleum, Gas and Chemical Processing and Utilities

و در آخر هم رشته هایی که اضافه شدند

نکته مهم: این قسمت رو هم طبق همون اصل تنبلی از وبلاگ امیر عزیز اینجا آوردم.

0811 Primary Production Managers (Except Agriculture)
1122 Professional Occupations in Business Services to Management
1233 Insurance Adjusters and Claims Examiners
2121 Biologists and Related Scientists
2151 Architects
3113 Dentists
3131 Pharmacists
3222 Dental Hygienists & Dental Therapists
4151 Psychologists
4152 Social Workers
7216 Contractors and Supervisors, Mechanic Trades

انشااله که همه اونهایی که تو راه مهاجرت پا گذاشت موفق باشن. برای ما هم دعا کنید که مدارک رو با ایراد های جزئی رد نکنن و بتونیم با همون قانون قبلی بریم  و مشمول این قانون رشته ای 1000 تا نشیم.

توکل به خدا…

شروع مهاجرت

بالاخره امروز مدارک رو به سیدنی فرستادم و روند مهاجرت من هم رسماً شروع شد. بحث این روزا در مورد فرستادن مدرک زبان به سیدنیه. من چک لیست رو دیشب از سایت اداره مهاجرت دانلود کردم و توش خبری از مدرک زبان نبود، بنابراین مدارکم رو فرستادم بدون مدرک زبان، چون هنوز امتحان ایلتس رو ندادم، ولی از ترس حذف پزشکی از لیست مشاغل ترجیح دادم که مدارک رو زودتر بفرستم. حالا خدا رحم کنه بهم که تو این گیر و دار خوندن واسه امتحان بورد، باید برای ایلتس هم بخونم.

هرچند وقت یک بار کشف جدیدی می کنم برای اینکه چه جوری با تمرکز بیشتر درس خوند و کمتر موقع درس خوندن خوابید و در ضمن مصرف ریتالین رو هم خیلی بالا نبرد 🙂 بعد از کشف مهم تمر هندی این هفته به این نتیجه رسیدم که خوردن هایپ مصرف ریتالین رو ثابت نگه داشته و جلوی زیاد کردنش رو گرفته. نتایجش امیدوار کننده بود اما هزینه اون یک کمی زیاده 🙂