نتایج آزمون فوق تخصص اعلام شده. تعداد زیادی از دوستای خوبم تو رشته های خوب قبول شدن. وقتی خبر قبولیشون رو میشنیدم از ته دل براشون خوشحال شدم و اشکم سرازیر شد. هم از خوشحالی برای اونها و هم از وضعی که خودم گریبانگیرش هستم. خیلی خونده بودم برای امتحان، وحالا چه راحت همه تلاشم رو به باد دادن. حالا ویزا دستمه و در آستانه رفتنم. اما این تردید ها و دو دلی ها داره من رو از پا در میاره.

انگیزه هام برای رفتن انقدر قوی هست که به درستی تصمیمی که گرفتم ایمان داشته باشم. با این حال الان که به رفتن نزدیک تر شدم باز هم دودلی میاد سراغم.

مطمئنم همیشه این حس با من میمونه که چرا باید شرایط طوری بشه که مجبور شم خاک و خانواده و موقعیت هایی که برای به دست آوردنشون جنگیدم رو ول کنم و برم جایی که عملا از صفر باید زندگی رو شروع کنم.

لعنت به باعث و بانی این وضعیت…

Advertisements